ملا محمد مومن كرمانى

184

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

وكالت مجلس شوراى ملى را يافت . . . » « 1 » باطل نمود تقدير من بىمناسبت نمىدانم كه به داستان وكالت او اشارهء مختصرى بكنم ، زيرا به عقيدهء من اين آخرين نقطهء قدرت‌نمايى و فعاليّت سياسى خاندان افشار كرمان در تاريخ است . وقتى مرحوم مصدق السلطنه ، انتخابات معروف خود را با فرمانداران قرعه‌اى انجام داد ، در رفسنجان نيز قرعه فال وكالت به نام بهرام خان مجد زده شد ، و مردم هم شهد اللّه ، هم به حساب خودش ، هم به حساب مرحوم پدرش مجد الاسلام ، هم به حساب عمويش دبستانى ، و هم به حساب دكتر مصدق ، از زرند و رفسنجان و توابع ، به او رأى دادند . « 2 » انجمن انتخابات رفسنجان كه بيشتر قوم‌وخويش‌هاى رقيب بودند ، آمد و عجيب‌ترين كار را در تاريخ مشروطه كرد ، يعنى 14 صندوق از كل 18 صندوق آراء رفسنجان را باطل اعلام نمود يعنى كل آراء زرند را ، - در حالى كه آن روزها نه شوراى نگهبان در كار بود و نه كمپيوتر رأىشمار ، ولى مردم مىدانستند كه آراء واقعى همان‌ها بود كه به نام مجدزاده ريخته شده بود « 3 » - و بالنتيجه انجمن ، رقيب مجد را وكيل رفسنجان شناخت . مرحوم بهرام خان در اين مورد قطعه‌اى سروده كه براى انبساط خاطر نقل مىشود . زمينه شعر ، غزل معروف حافظ است :

--> ( 1 ) - مجلهء يغما ، سال 22 ، ص 54 . ( 2 ) - آن‌وقت‌ها زرند وكيل مستقل نداشت و آراء آن‌جا را به رفسنجان مىبردند . حوزهء انتخاباتى شمالى شامل زرند و نوق و علىآباد و كشكو و بهرمان - مسقط الرأس آقاى على اكبر هاشمى رفسنجانى - مىشد ، و « بدبخت كوه » فاصل ميان رفسنجان و زرند بود . اكنون زرند نمايندهء مستقل دارد . ( 3 ) - خواهش مىكنم ايرج افشار همين جمله را به مقالهء مخلص اضافه فرمايد ، مقصودم آن مقاله‌اى است كه در جواب « چرا مشروطيت در ايران پا نگرفت » برايش نوشته‌ام و قول داده در آينده ، البته آيندهء نزديك ، يعنى همين فردا - مقصودم فرداى قيامت است - آن را چاپ كند : شادم كه داد وعده به فرداى محشرم * كان روز هيچ وعده به فردا نمىرسد